توضیحات :

یادداشت ناشر برای چاپ دوّم / 1386

به سال تحصیلی 1347/48 و به‌ویژه در آغازین ماه‌های سال ۱۳۴۹، تحوّلی بزرگ در نظام آموزشی دانشکده‌ هنرهای‌زیبا روی‌داد و بینشی گسترده بر افق اندیشه‌های زنده و سازندۀ دهه ۱۹۶۰جهانی، همراه با ژرف‌نگری‌هایی که از فرهنگ و آروین‌های ایرانی برمی‌خاستند و به آرزوی تعالی شکل‌می‌گرفتند، فضای آموزشی دانشکده را ـ به‌ویژه در رشته‌های معماری و هنرهای تجسمی ـ نوآوریِ همراه با وقار بخشیدند. در آن فضای پرقدر بود که مدیریت دانشکده در زمینه‌های سه‌گانۀ زیر گام‌هایی ارزشمند برداشت: دفترفنی دانشکده، وابسته به گروه معماری متعهد به طراحی و اجرای پروژه‌هایی ارزشمند شد؛ گروه شهرسازی، به‌قید ژرف‌نگری و برمبنای پیشرفته‌ترین نظریه‌های موجود، تدوین و ارائۀ طرح‌جامع‌شیراز را به‌سامان‌برد و اولین گام‌ها برای به‌دنیاآوردن و گسترش‌دادن دانش مرمت برداشته‌شدند. در آن فرصت بود که دانشکده هنرهای زیبا ـ که به مسؤولیت دکتر محمدامین‌ میرفندرسکی مدیریت می‌شد ـ به ارائه درس مرمت بناها و شهرهای تاریخی، به‌صورت سمینار گزینشی برای دانشجویان رشته معماری اقدام کرد؛ تدوین طرح مرمت قره کلیسا از سوی سازمان برنامه‌وبودجه و یونسکو به گروه معماری واگذار شد و در تکمیل و به‌ژرفابردنِ همین بخش از فعّالیت‌های علمی، شورای دانشکده به این نویسنده مأموریّت داد تا برای سازمان‌دهی و اجرای اولین سمیناری که در کشورمان به مقولۀ مرمت‌شهری می‌پرداخت، اقدام‌کنم.

فهرست

یادداشتی درباب کتاب / دکتر منصورفلامکی

مقدمه / مهندس حمیدرضا سپهری

پیشگفتار / دکتر مهدی کوثر

سخنرانی در مراسم گشایش سمینار / دکتر مهدی کوثر

گزارش مدیر سمینار / دکتر محمدمنصورفلامکی

تقویت و تحکیم مبانی احترام به مواریث فرهنگی و آثار معماری شهری و باستانی / دکتر نصرت‌الله مشکوتی

از حس مسؤولیت و شناسایی بافت‌های قدیمی شهری تا تنظیم و پیشنهاد طرح جهت دخل و تصرف در آنها / دکتر لودویکو کوارونی

«پیدایش شهر تهران و بررسی شهرسازی آن تا سال ۱۳۰۰شمسی» / دکتررضا کسائی، دکتر مهرداد بصیری‌غرب، دکترمحمدجواد بانکی

حفاظت شهرهای تاریخی / پروفسور د آنجلیس دوسا

آمدن و ماندگارشدن آریایی‌ها در ایران‌زمین / مهندس احمد حامی

بازار در بافت نوین شهری / دکتر کاظم ودیعی

حفاظت و مرمت آثار باستانی و شهرهای تاریخی / دکتر عزت‌الله نگهبان

در جست‌وجوی روش جدید برای گنجاندن معماری امروز در بافت شهرهای قدیمی / دکتر سیروس باور

سهم فضای معماری در زندگی سنتی ایران / دکتر محمود روح الامینی

شناخت وضع موجود در شهرها و مراکز مسکونی تاریخی ایران و تشخیص و تعیین مسائل عمومی آنها / مهندس يعقوب دانشدوست

نقش و وظیفه دانشکده معماری در امر مرمت معماری‌ـ‌شهری / پروفسور سائول گرکو

آغوشهای گرم یا خانه‌های دل / مهندس کریم پیرنیا

حفظ مجموعه بناهای تاریخی از امر شناخت و حفظ آگاهانه بافت‌های کهن شهری جداناپذیر است / دکتر پرویز ورجاوند

نقش و لزوم اقدامات قانونی در مرمت بناها و شهرهای تاریخی / مهندس امیرهوشنگ آجودانی

نقش شناخت پدیده‌های تاریخی در زندگی آثار باستانی / دکتر اصغرطلامینائی

نوسازی شهری / دکتر امیرحسین شریفی

خصوصیات فرهنگی شهری ایران و روشهای متداول مرمت شهری / دکتر محمدمنصورفلامکی

خط مشی برای نوسازی شهرهای سنتی ایران / مهندس نادر اردلان

نهضت معماری مدرن و فلسفه مرمت شهری / دکتر لئوناردو بنه ولو

آموزش معماری‌ـ‌شهرسازی و وظائف دانشگاهی / دکتر بهمن پاک‌نیا

بافت‌های قدیمی، دانشگاه‌ها و لزوم ایجاد یک هسته مرکزی برای تحقیق و مطالعه مرمت‌شهری / دکتر آیت‌الله‌زاده‌شیرازی

یک نتیجه‌گیری اجمالی از کار سمینار / دکتر محمدمنصورفلامکی

قطعنامه سمینار مرمت بناها و شهرهای تاریخی تهران ـ آذرماه ۱۳۵۰، دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای‌زیبا

اسامی شرکت‌کنندگان و مجموعه مقالات آنان به زبان فرانسه

 

گزیده‌‌ای از مقالات کتاب:

«بافت‌های مسکونی احاطه‌کننده مونومان‌ها، به‌علت وجود شرایط بهداشتی نامساعد، ارتباطات مشکل و بیش‌ازهمه شاید، غبار فقر گسترده برآن‌ها، دگرگون گردیدند و جای خود را به میدان‌ها و فضاهایی دادند که در هیچ‌گونه رابطۀ کمّی و کیفی با بناهای موردنظر قرار نگرفته و درحقیقت، زندگی، حیات، هیجان و تلاش منعکس و مستتر در آنها را ریشه‌کن ساخته و از آنها موضوعی جهت تماشا ساخته‌اند. درحالی‌که با تعمقی بیش‌تر، حفظ خصوصیات این بافت‌ها، به‌هیچ‌وجه ادامه فقر وشرایط مسکونی نامساعد را مطرح‌نمی‌نمود.» (کوثر ، ص33)

«در محل‌هایی مثل شهرهای ایران که عموماً با مصالح ساختمانی خام بنا گردیده‌اند، ازهم‌پاشیدن کشش‌ها و روابط زندگی ساکنین به‌صورت رهاکردن و فرار از مراکز مسکونی قدیمی، منعکس می‌شود و مراکز مسکونی قدیمی را «به فرسودگی و خرابی می‌کشاند. این امر اغلب وخیم‌تر از دخالت‌هایی نیست که در همین شهرها در اثر یک نوع زندگی اشتباه‌آمیز صورت‌می‌گیرد. بنابراین برای تضمینِ حیات و موجودیت طویلِ مراکز شهریِ مورد مرمت، می‌باید کاری کنیم که زندگی در داخل آنها برجای‌بماند و بکوشیم که این زندگی، نوعی زندگی «نباتی» نباشد؛ بلکه وضع اقتصادی و اجتماعیِ باتحرّک را برای شهر و منطقه‌اش پیش‌بینی‌کنیم.» (کوارونی، ص53)

«کلمه تهران از دو بخش ته و ران ساخته شده که ته ـ تب ـ تاو ـ تپ ـ تفت ـ همگی به‌معنی گرم است و کلمات ران دکان ـ دان ـ گان ـ لان ـ مان ـ نیز همگی پسوند مکانی هستند. تهران که در جلگه‌ای قرار گرفته و آب‌وهوای آن گرم‌تر از مناطق کوهستانی است، با این اسم نامیده شده‌است. لغت مخالف آن، نام مکانی است که در دامنۀ جنوبی سلسله جبال البرز قرار گرفته و کلمات شم ـ سم ـ چم ـ به‌معنی سرد هستند که با پسوند ران ترکیب شده (شمران) و به‌معنی جای خنک و سرد آمده‌است.» (کسائی، بصیری‌غرب و بانکی، ص69)

«در ایران‌زمین، برای ساختن، چوب‌بست به کار نمی‌رفته‌است. در خود ساختمان‌ها سوراخ‌هایی می‌گذاشتند، در آنها تیرک فرو می‌بردند، روی تیرک‌ها تخته انداخته و ساختمان‌ را بالا می‌بردند. پس از تمام‌شدن ساختمان، تخته‌ها را برمی‌داشتند، تیرک‌ها را از سوراخ‌ها بیرون می‌کشیدند و جای آنها را باز می‌گذاشتند یا پر می‌کردند؛ تا به پایین ساختمان برسند.» (حامی، ص124)

« تجربه نشان داده پاساژ Passage که در بافت قدیم شهری همان گذر است و بازارچه، نمی‌تواند جای بازار را بگیرد و اساساً خود از بازار تغذیه می‌شود. در همین تهران دیدیم که ده‌ها گذر مثل گذر تقی‌خان دگرگون شد و صدها پاساژ رزاق‌منش (از قدیمی‌ترین پاساژهای لاله‌زار پایین) به‌وجودآمد؛ لكن نقش بازار به قوّت بماند و خود بازار نیز پایداری و توسعه یافت.» (ودیعی، ص141)

«بازآوردن و بازگردانیدن اجزاء یا قسمت‌هایی از ساختمانی که به‌علت سوانح یا وقایع تاریخی در زمان‌های گذشته، به محل دیگری منتقل گردیده و امروز، خود آنها در محل جدید، بقايا و آثار باستانی را تشکیل داده‌اند، برای تکمیل مرمت یک اثر باستانی، کار ناصحیح و نادرستی است. چه بسا با این عمل دلایل و مدارک این واقعه تاریخی به کلی از بین رفته و احتمالاً تغییرات کلّی هم در بازسازی بنای قبلی به وجود نخواهد آورد.» (نگهبان، ص150)

«یکی از عوامل مؤثر در تخریب محله‌های قدیمی و سنّتی کلنگ شهرداری‌ها برای احداث خیابان مستقیم است. احداث خیابان مستقیم نه‌تنها مقدار زیادی از ابنیه سنّتی را از بین می‌برد، بلکه مالکین خانه‌های طرفین خیابان را که گاهی مقداری از آن خراب شده‌است، بران می‌دارد که تجدید بنا کنند و ساختمانی متناسبِ بر خیابان که بالاجبار قیمت زمین آن نیز بالا می‌رود، بسازند. در موارد زیادی چون وضع اقتصادی مالکین اجازه نمی‌دهد، خانه‌ها به‌صورت مخروبه باقی می‌مانند.» (روح‌الامینی، ص171)

«آیا آنچه شکل آینده شهرها را تعیین خواهد کرد، چیزی جز وضع اقتصادی مردم و الهامی که مردم از بناهای جدید خواهند گرفت خواهد بود؟ آیا ساختن چند نمونۀ خوب خانه مسکونی با فکر امکان اجرا از نظر فنی و اقتصادی، به هماهنگی و زیبایی شهر کمک خواهد کرد؟ آیا محدودیت در به‌کاربردن مصالح ساختمانی، مؤثر خواهد بود؟ آیا توجه به موانع و مسائل مختلف ذکرشده ما را به اکتفاکردن به حفظ بافت‌های شهری واقع در اطراف بناهای تاریخی و نمونه‌ای از خانه‌های قابل نگهداری و تهیه عکس و فیلم و نقشۀ کافی از بافت قدیمی شهرها، به‌منظور استفادۀ آیندگان وادار نخواهد کرد؟» (دانشدوست، ص 179)

«رودخانه‌های نیل، اروندرود، سیردریا، آمودریا، رودخانه‌های سرزمین هند ـ چه روزی که هفتگانه بوده و چه امروزه که پنجگانه هستند ـ وهمچنین چشمه‌های جاودانی ری، بیستون، طاق‌بستان، فین‌کاشان و مانند آنها، همیشه خاستگاه اجتماعات بوده و همیشه خواهند بود. برعکس اگر محلی بدون استعداد طبیعی و از روی هوس و به زور سیاستی چندگاهی مرکزیت پیدا کند، ناچار پس از آنکه علت وجودی آن از بین رود خود نیز تباه می‌شود.» (پیرنیا، ص190)

«باید برای ساکنان خانه‌های باارزش قدیمی امتیازاتی (از قبیل معافیت از پرداخت عوارض نوسازی و...) درنظرگرفت تا مجبور به آن نشوند که خانه‌های خود را قطعه قطعه کرده و به فروش برسانند. دراین‌باره حتی مقامات مسؤول می‌بایست براساس ضوابطی خاص در زمینۀ مخارج تعمیر و حفاظت بناهایی که ارزش تاریخی و هنری دارند، مشارکت‌کنند.» (ورجاوند، ص199)

« بسیاری از ما به خوبی می‌دانیم که کهن‌گراییِ عدّه‌ای روشنفکرنما و مدروزشده در استفاده از اجزاء ساختمان‌های قدیمی برای ساختمان‌های امروزی و فخرفروشی بر دیگران از داشتن این گونه اجزاء و اشیاء، چگونه ساختمان‌های قدیمی و مجموعه‌های کهن شهرهای تاریخی را در اندک‌مدّت به خاک کشید و به‌جای آنها ساختمان‌های سقف شیروانی سنگ نما رویاند. به‌جرأت می‌توان گفت که خرابی قسمت اعظم بافت، که محتوی آن پرداخته اوایل دوره صفویه و حتی دوران کهن‌تر از آن بود، دستخوش سودی مختصر و به خاطر فروش یک لنگه در و یا یک آیینه منبت‌کاری نصب‌شده در دیوار، از پای درآمد و به بافتی نونما و امروزی تغییر شکل داد.» (آجودانی، ص 204)

کالبدی که بتواند از‌یک‌طرف بر اصول سوبژکتیو و احساس متّکی بوده، ابعاد تاریخ به خود بگیرد و ازطرف‌دیگر بر اصول منطق و استدلال متّکی بوده، تغییرپذیر وانعطاف‌پذیر باشد ـ به‌طوری که با زمان بتواند فرم و ماهیّت خود را تغییر بخشد ـ جواب مسأله خواهد بود. به‌عبارت‌دیگر انعطاف‌پذیری و تغییرپذیری فرم‌ها وکالبدها در جواب‌گویی به نقش واگذارشده به آنها از طرف فونکسیون‌ها، می‌تواند تنها راه‌حل مسألۀ درتاریخ‌زیستن و با‌تاریخ‌جلورفتن باشد.» (طلامینائی، ص226)

«آن قسمت از نواحی شهری که ارزش نگهداری ندارد باید به‌خاطر رفاه ساکنین به‌کلّی تخریب و نوسازی شده و برای آنها طرح‌های دقیقی با رعایت کلّیه اصول و مبانی شهرسازیِ متناسب با شرایط اجتماعی واقتصادی تهیه کرد.» (شریفی، ص237)

«شهر لیبرال این نقش را دارد که مرکز مسکونی کهن را قطعه‌قطعه از بین می‌‌برد ( منچستر در گزارش انگلس). شهر بعد لیبرال به این دلیل خود را بر شهر کهن انطباق می‌دهد که از پرستیژ آن استفاده‌‌کند؛ به‌همین‌سبب مونومان‌ها را نگه می‌دارد و بقیه سطح شهر را تخریب و نوسازی می‌کند. شهر بعد لیبرال، درعین‌حال که به غم‌خواری از وضع شهر قدیمی و تخریب آن می‌پردازد، اقدامی مثبت برای آن انجام نمی‌دهد و مکانیزمی را که باعث این تخریب است، به حال خود می‌گذارد... شهرنوین امّا، به‌صورت یک آلترناتیو، در مقابل شهربعدلیبرال قرارمی‌گیرد. در شهرنوین دو بخش از یکدیگر تفکیک می‌شوند: مرکز مسکونی قدیمی و شهر بعد لیبرال (که البته شهر مدرن نیست) و در این تفکیک، شهرکهن به‌صورت یک ارگانیزم کامل و واحد در نظرگرفته می‌شود.» (بنه‌ولو، ص259)

«ربودن اشیاء و بخش‌های ساختمانی نزد فرمانروایان شرق و غرب متداول بوده و خود سمبل و نشانه‌ای از قدرت آنان به شمار می‌رفته‌است. ولی دورکردن یک موروثه تاریخی از محل اصلی آن و قراردادن‌اش در موزه‌ای در شهری دیگر (همانند به‌کاربردن یک درب قدیمی در یک بنای جدید) عملی است که مردم ما از تمدّن اروپای مدرن آموخته‌اند.» (فلامکی، ص243)