کتاب ایران‌زمین: درسگفتارهای انجمن‌علمی‌فضای‌معماری‌نوایران در سال‌های 1393 و 1394


پدیدآور: محمدمنصور فلامكی عبدالمجید ارفعی ژاله اموزگار احسان اشراقی کتایون مزداپور ناصر تکمیل‌همایون عباس علیزاده محمدتقی رهنمایی آذر اهنچی ناصر فکوهی حسین بادامچی محمد شکری فومشی مهران افشاری آزاده احسانی مینا سلیمی
مترجم: ندارد
تعداد صفحات: 594
شمارگان: 1000
قطع: وزیری
به سال: 1397 چاپ اول
شابک:
قیمت: ‫65000 تومان




توضیحات :

کتاب حاوی 30 عنوان مقاله است که فهرست آن را در gisoom می‌توانید ملاحظه فرمایید. در زیر گزیده‌ای از کتاب را می‌خوانیم.

«برخلاف شیوۀ نظام پادشاهی بین‌النهرینی، در ایلام یک حکومت فدرال پدید می‌آید که شامل چندین پادشاه محلّی بوده و شاهان نواحی بخصوصی، با طی چندین مرحله به پادشاهی تمامی سرزمین‌ها می‌رسیده‌اند. این مقام پادشاهی کلّ را در آن دوره، سیمشکی و جانشینان آنان در دورۀ بعد را ـ که به دوره سوکل‌مخ  معروف است ـ سوکل‌مخ  می‌نامیدند. سوکل‌مخ ترکیبی سومری است از دو واژۀ sukkal به‌معنی فرستاده‌شده و mac به‌معنی بزرگ». (عبدالمجید ارفعی، ص77)

«به‌رغم نادربودن اسناد به زبان ایلامیِ‌قدیم، از شوش در دوره سوکل‌مخ‌ها، بیش از 550 سند حقوقی به زبان اکدی در دست است که فرصتی بی‌نظیر برای مطالعۀ نهادهای حقوقی و اجتماعی ایلام فراهم می‌کند. این اسناد طی حفاری‌های باستان‌شناسان فرانسوی در شوش پیدا و به‌همّت ونسان‌شیل در سلسله انتشارات هیئت باستان‌شناسی فرانسه (MDP) چاپ شدند. ونسان شیل، آشورشناس برجستۀ فرانسوی، سال‌ها کتیبه‌شناس هیئت باستان‌شناسی فرانسوی در ایران بود و بسیاری کتیبه‌های مهم بهه‌دست‌آمده از شوش را وی برای نخستین بار نسخه‌برداری کرد.» (حسین بادامچی، ص20) 

«وصیّت‌نامه گیمیل ادد بی‌شک یکی از زیباترین اسناد حقوقی خاورنزدیک باستان است. موصی (وصیت‌کننده) تمام اموال فعلی و آینده خود را به شریک زندگی‌اش می‌بخشد. سند تصریح می‌کند که این هدیه به او داده‌شد زیرا او (در طول زندگی مشترک) با شوهرش کار کرده و زحمت کشیده بود. اگر یکی از پسران یا دختران موصی به این هدیه اعتراض کند و صحّت هبه را قبول نکند، فرزند معترض به‌کلّی از ارث مادر محروم می‌شود.» (حسین بادامچی، ص10) 

«من خوزستان را سبد نان ایران می‌نامم؛ چه در دوران باستان و چه اکنون. اهمیّت خوزستان در دوران گذشته به دو دلیل اصلی: کشاورزی گسترده و خاستگاه نخستین حکومت و شهرنشینی در ایران بود. خوزستان یا شوشان کهن حدود سه‌هزار سال مرکز سلسله‌های سیاسی ایران ـ از ایلامی‌ها تا هخامنشیان، پارتیان و ساسانیان ـ بود. از منظر باستان‌شناختی نیز خوزستان کانون شکلگیری مهم‌ترین مکان‌های باستانی مانند چغامیش و شوش است. اهمیّت فرهنگی و استراتژیک خوزستان تا پیش از حمله اعراب ادامه داشت و تنها در این دوره بود که غفلت در سنّت‌های کشاورزیِ چندهزارساله، منطقه را رفته‌رفته تا کشف نفت و احداث سدّ دز، به استانی عقب‌مانده تبدیل کرد. امروز هم شاهد هستیم که کشاورزی خوزستان و درآمد نفتی آن، ایران را نان می‌دهد». (عباس علیزاده، ص83)

«موضوعی نه‌چندان مطلوب، دیواری است که همیشه میان ایرانِ پیش‌ازاسلام و پس‌ازاسلام کشیده‌می‌شود. زیرا این تمایز و مرزبندی، شاید در موضوعات و رویدادهای تاریخی درست باشد، امّا در مسائل فرهنگی، مورد قبول نیست. آیا می‌توان تصوّر کرد که ادبیاتی به عظمت ادبیات ایرات ـ که فکرمی‌کنم تنها چیزی است که حقیقتاً می‌توانیم در دنیا به آن ببالیم و حتی بی‌پروا بگویم، در آن حوزه حرف اوّل را بزنیم ـ همین‌طور خودبه‌خود و پس‌ازاسلام پدید آمده باشد؟» (ژاله آموزگار، ص119)

«مساحت جنگل‌های ایران از 160میلیون هکتار در دوهزارسال پیش، در سال 1330 به 25میلیون هکتار و امروز، به 8میلیون هکتار رسیده‌است.» (محمدتقی رهنمایی، ص169)

«ایرانوتلمودیکا شاخه‌ای در ایرانشناسی است که در سال 1998م. توسط یاکوف‌المان، دانشمندی آمریکایی، بنیان نهاده شد. وی مطالعۀ شباهت‌های میان دین زرتشت، آیین  یهودیت، متون فارسی میانه، اوستا و روایت‌های تلمودی را آغاز کرد و به این نتیجه رسید که می‌توان در مطالعۀ برخی بخش‌های دشوارفهم تلمود، از متون ایرانی کمک گرفت و همچنین از این طریق، تفاوت‌ها، مغایرت‌ها و ناهماهنگی‌های میان برخی بخش‌های تلمودبابلی و تلموداورشلیمی را توضیح داد» (آزاده احسانی، ص207) 

«در کاوش‌هایمان در دشت قزوین، روستایی هفت‌هزارساله را یافتیم که  امروز اثری از آن نیست. این روستا دارای آثاری دال بر وجود جامعه‌ای طبقاتی در آن، بود و احتمالاً قدیم‌ترین جامعۀ طبقاتی در ایران محسوب می‌شود؛ نمونه‌ای بی‌نظیر در تمام دنیا که 1450 مترمربع از بافت آن کشف شده بود. این در حالی است که مساحت وسیع‌ترین روستاهای باستانی معرفی‌شده در ایران، خاورمیانه، مصر یا هند، از 200 مترمربع تجاوز نمی‌کنند.» (صادق ملک‌شهمیرزادی، ص217)

«اصولاً مسئلۀ قانون، هیچ بخشی از پیام زرتشت را تشکیل نداده است و به‌گفتۀ زنده‌یاد رستم شهرزادی: زرتشت به دربار گشتاسب رفت. بنابراین زرتشت دین خود را به جامعه‌ای آورد که قانون خود را داشت و قانون، جزئی از دین زرتشتی نبود.» (کتایون مزداپور، ص327)

«در دوران هخامنشیان تا ساسانیان، زندگیِ شهری ما به‌صورتی بسیارجدّی و به‌ترتیبی مدیریت می‌شده‌است که می‌توانسته هزاران‌هزار شاه بیافریند که از آن بین تنها یک تن به شاهنشاهی می توانست برسد. در دوران حکومت‌های شاهنشاهی، شاهد دو پدیده‌ای هستیم که با یکدیگر زندگی می‌کرده‌اند؛ نظام‌حکومتی و نظام‌مدیریتی. اولی آرام‌آرام مضمحل‌ می‌شود، امّا دوّمی، روی پای خود می‌ایستد و استمرار زندگی مردمان را تضمین می‌کند.» (محمدمنصورفلامکی، ص410)

«قلندران معرکه‌گیری‌های گوناگون داشتند. هر درویش نیزه‌ای را که در بالای آن پارچه‌ای نمدی آویخته بود، در میدانی بر زمین فرو می‌کرد و گستره‌ای به شعاع سایۀ نیزه را محدودۀ معرکۀ خود قرارمی‌داد؛ قلمرویی که درویش دیگری اجازۀ معرکه‌گیری در آن را نداشت. به این نیزه، توق گفته‌می‌شد و واژۀ پاتوق از همین آیین باقی مانده‌است» (مهران افشاری، ص451)

«مانی دین خود را جهان‌شمول و خود را مُهرِپیامبران (خاتم النبیین) معرفی می‌کرد و مدعی بود همان فارقلیطی است که زمانی عیسی‌مسیح مژدۀ ظهورش را داده بود. او فرمان داد بر مُهرش بنگارند: مانی، فرستادۀ عیسی. مانی به چشم خود دید که دینش مرزهای امپراتوری ساسانی را درنوردید و تا سرزمین‌های دور، آسیای مرکزی، خاورنزدیک و شمال افریقا نفوذ کرد» (محمد شکری فومشی، ص485)

«تاکنون تعاریفی متعدد و متفاوت از فرهنگ ارائه شده‌است که از معنای فرهنگ، بیشتر پدبده‌های فرهنگی را منظور دارند. من، فرهنگ را در نسبت با جامعه چنین تعریف می‌کنم: فرهنگ، پویاییِ خودشدنِ جامعه در فرآیند تاریخ است.» (ناصر تکمیل‌همایون، ص508)

«برخی باستان‌شناسان معتقدند بناهایی در ایران، می‌توانند مهرکده بوده باشند، تاکنون هیچ صحنۀ گاوکشی، مانند آنچه در مهرکده‌های کشورهای غربی دیده‌می‌شود، در ایران پیدا نشده‌است. در نقوش ایرانی، کشته‌شدنِ گاو را می‌بینیم امّا قربانی‌کننده، انسان نیست، بل یک جانور است. بااین‌حال، حالت و وضعیت جانور گاوکش، همان حالت نگاه‌داشتِ مهری است.» (مینا سلیمی، ص537)

«فاتحان مسلمان در سرزمین وسیع ایران، به‌دلیل جمعیّت اندک و فقدان تشکیلات و مهارت‌های لازم از اداره جامعه‌ای متمدّن و سازمان‌یافته ناتوان بودند. تحت این شرایط، دعوت ایرانیان به اسلام، اگرچه در اصل یه فریضۀ دینی بود، امّا به موازات ادای فریضه، به هدف حفظ قدرت خلافت و ادامۀ اقامت و زندگی اعراب در ایران نیز بود.» (آذر آهنچی، ص577)

«آسیبی که مفهوم زمان، دچارش می‌شود، عمدتاً به هویّت‌های شکل‌نگرفته یا به‌طورناقص شکل‌گرفته وارد می‌شود. به‌سبب این آسیب با افرادی مواجه هستیم که با یکدیگر سنکرون نیستند... از طرفی، تأکید به وحدتِ‌زمانی، به پدیدۀ زمان‌پریشی و پدیدۀ گم‌کردن زمان می‌انجامد. چنانکه در جامعۀ کنونی ما چنین است؛ ما تبدیل به آدم‌هایی شده‌ایم که در یک پیوستار واقعی زمانی زندگی نمی‌کنند. بلکه هریک فضا و زمان مطلوب خود را ساخته‌اند» (ناصرفکوهی، ص51)